هنر چیدمان

چیدمان بلندگو ها بر روی دیوار

هنر چیدمان installation art

 هنر چیدمان یا ” هنر سر هم شده” از نظر کاربردی و عملی بخش وسیعی از هنر معاصر را «اینستالیشن آرت» در بر میگیرد .این نوع از هنر از ایده “نمایشگاه” یا نمایش بر گرفته شده است .اینستالیشن عبارتی مختلط میباشد که از تاریخهای چندگانه ای تشکیل شده است و شامل معماری، “پرفورمنس آرت(Performance) شکل اولیه و بسیاری روشهای دیگر در هنرهای تجسمی معاصر میباشد و از آنها بهرمند شده است . اینستالیشن مرزهای بین زمینه های مختلف را قطع کرده و قادر است استقلال منحصر به فرد در آنها، قدرت و به طور کلی تاریخ و ارتباط آنها را با مفاهیم مردن زیر سؤال ببرد .اهمیت آثار اینستالیشن در اماکن غیر هنری نیز مورد توجه هنرمندان این بیان هنری میباشد .فعال سازی یک محیط یا یک مفهوم با برخوردهای ظاهراً هنری باعث میشود که آنها به نوعی اثر هنری خوانده شوند و این امر میتواند با پیوند متوالی هنر و زندگی در ارتباط باشد .بنابراین هنر سرهم شده بیانگر علاقه ی هنرمند به نمایش آثار را گسترده تر میکند. (لینتن،۱۳۸۵:۷۳۱)

اصطلاح چیدمان برای نخستین بار در دهه ی ۱۱۷۱ رواج یافت.  هنر چیدمان هنری است که مواد مجسمه سازی و دیگر رسانه ها را به کار میبندد تا شیوهی « رویارویی ما با فضایی مخصوص را اصلاح کند .اینستالیشن آرت لزوماً به فضای نمایشگاه محدود نیست و میتواند به هر مداخلهی مادی در فضاهای عمومی یا خصوصی روزمره اشاره کند. اینستالیشن آرت تقریباً همهی اشکال رسانه را در هم میآمیزد تا تجربهای غریزی و یا مفهومی در محیطی مشخص خلق کند. مواد مصرفی در اینستالیشن آرت معاصر از مواد طبیعی و روزمره تا رسانه های جدید همچون ویدئو، هستند و به صدا، پرفورمنس، کامپیوتر و اینترنت را شامل میشود .برخی اینستالیشنها مختص مکان  گونه ای طراحی شده اند که وجودشان در گرو مکانی است که برای آن طراحی شده اند( http://www.iransculpture.ir)

با توجه با قابلیت و تعریفی که این بیان هنری از ارائه اثر می دهد، میتوان آن را بهترین روش ارائه برای آثاری دانست که در مکان های باز و غیر نمایشگاهی و یا در سطح شهر تعبیه می شوند دانست. چیدمان را میتوان بهترین وسیله برای بیان ایده ی ساختار شکن هایی دانست که جهان را به صورت « متن میبیند، و محتوای آن را حتی نویسنده اش نیز هرگز نمیتواند کاملا تفسیر کند، بدینسان خوانندگان آزادند که آن را بر اساس درک خود تفسیر کنند …مخاطبان برای سیاحت در این جهان کوچک به امکانات خود وا داده میشوند تا در عمل، خودشان در نوشتن متن کمک کنند .چیدمان به خودی خود ظرفی است خالی که میتواند پذیرای هر چه که خواننده یا نویسنده میخواهد در آن بریزد، شود .

هنر چیدمان در فضای شهری
هنر چیدمان

چیدمان به عنوان نقطه تمرکز پست مدرنیسم است .پست مدرنیسم تأکید در بازگشت به سنتها، تاریخ، فرهنگ و ادبیات داشت .نسبیت به عنوان تئوری غالب پست مدرنیسم به این اشاره داشت که هیچ امر و واقعیت مطلقی وجود ندارد .تمام واقعیتها وابسته به زمان و مکان دریافت و ادراکات بشر است .پست مدرنیسم نوعی از فرهنگ بدون مرز را به رخ کشید که در ضدیت با مدرنیسم، همواره مشوق بازگشت به هنر بومی و قبیله ای و هنر عوام است (ضیایی،۱۴۲ :۱۳۸۵) »

پست مدرنیسم از تلفیق هنرها (شکستن چهارچوب شاخه های مختلف هنری ) عصر شکل گرفت در بیان هنری چیدمان تنها اثر هنری نیست که واجد اهمیت است بلکه عوامل دیگری که در محیط ارائه اثر حضور دارند ایفای نقش میکنند و معنای نهایی اثر را پی ریزی مینمایند .از جمله این عوامل بیرونی میتوان به نور اشاره کرد. نور از جمله عواملی است که در دخالت خود میتواند معناهای متفاوتی در بازی خویش با سایه اش بیافریند .پس بیان هنری چیدمان با اجازه به اجرای اثر در مکان هایی به جز نمایشگاهای سر پوشیده این امکان را به اثر و آفریننده اثر میدهند تا به امکاناتی بیش از کلیت اثر تکیه کنند و در تعامل با مخاطب پهنههای ناشناختهای از معنا را بیآفریند . در اجرای اثر در فضای طبیعی عوامل جوی نیز می توانند به عنوان بخشی از اثر درآیند و در هویت بخشی آن سهیم باشند. هنرچیدمان اهمیت بی سابقه ای در طول حیات هنری به شخصیت و حضور مخاطب مینهد به نحوی که یکی از ارکان اساسی اثر هنری را میتوان حضور مخاطب دانست .در این بیان هنری همواره تعاملی گسست ناپذیر مابین اثر و مخاطب حضور دارد .در این بیان هنری انچه واقعیت و حضور دارد همانا افکار مخاطب در ارتباط با اثر هنری است و نه چیز دیگر. محوریت نظرگاه ذهنی “سوپژکتیو” در حین تجربهی اینستالیشن آرت ناظر است بر نوعی کنار « نهادن نظریهی افلاطونی سنتی در خصوص تصاویر ذهنی “ایماژها” در عمل کل اینستالیشن خصلت وانمودهها یا تندیشهای ترکدار را به خود می پذیرد :اینستالیشن هر صورت آرمانی را کنار می گذارد و به جای آن ظاهر یا نمود بی واسطه ی آن را برای تماشاگر به حد کمال میرساند .اینستالیشن آرت کاملاً درون قلمرو ادراک حسی عمل میکند، به این معنی که با محوریت دادن به ادراک ذهنی تماشاگر او را در درون نوعی نظام مصنوعی مستقر میسازد».(همان)

هرگاه قانونها در بی قانونی تبلور یابند، آنگاه است که بیان هنری چیدمان حضور خود را اعلام میکند .گاه در یک چیدمان چندین فرم منفک از یکدیگر در ترکیب با هم و در تعامل با محیط مساوی با اثر هنری است و گاه تنها یک فرم چنان با محیط پیرامون خویش در میآمیزد که به تنهای محیط را بخشی از اثر میکند .گاه اثر همراه با محیط در تعامل با نگاه و خوانش مخاطب است که هویت پیدا میکند .آنچه که به طور کل در این جریانات همواره مهم جلوه مینماید برداشت مخاطب از اختلاط بین فرم فضا و ادراک خویش یا حتی حضور فیزیکی اوست، که در نهایت منجر به شخصیت پیدا کردن و معنادار شدن اثر میگردد .

گردآورنده: محسن امیری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *